پیمان مکه؛ موازنۀ تازه در برابر اسرائیل
شمسالدین شریعتی

پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان در نگاه نخست ممکن است واکنشی به ایران به نظر برسد. اگر این پیمان برای مهار ایران شکل گرفته، یک سؤال ساده بیپاسخ میماند: ترکیه و پاکستان چرا باید وارد چنین پیمانی شوند؟
عربستان بدون تردید از ایران، حوثیهای یمن و دیگر نیروهای همسو با تهران احساس تهدید میکند. اما این تهدید میان سه عضو پیمان مشترک نیست. آنچه محاسبات امنیتی هر سه را به یکدیگر نزدیک میکند، بیش از ایران، اسرائیل و نظم منطقهای در حال شکلگیری پیرامون آن، بهویژه با حضور امارات است.
♦️ ۱- ریاض در جستوجوی چتر دوم
نخستین پیام پیمان مکه این است که ریاض دیگر نمیخواهد امنیت خود را صرفاً به ضمانت آمریکا گره بزند. این به معنای جدایی از واشنگتن نیست؛ به معنای پایان اتکای انحصاری به آن است.
حملۀ اسرائیل به قطر نقطۀ عطف مهمی بود. وقتی کشوری نزدیک به واشنگتن و میزبان یکی از مهمترین پایگاههای نظامی آمریکا میتواند هدف اسرائیل قرار گیرد، اعتبار تضمین امنیتی آمریکا ناگزیر زیر سؤال میرود. جنگ چهلروزه نیز این تردید را در کشورهای خلیج فارس بسیار عمیقتر کرد. پیمان مکه را باید بخشی از تلاش عربستان برای ساختن یک لایۀ امنیتی خارج از وابستگی کامل به آمریکا دید.
♦️ ۲- اگر هدف ایران بود، چرا ترکیه و پاکستان؟
پیمانهای دفاع جمعی معمولاً حول یک تهدید مشترک شکل میگیرند. ایران چنین تهدیدی برای این سه کشور نیست.
عربستان ایران و نیروهای همسو با آن را تهدید میداند، اما پاکستان و ترکیه هیچ انگیزهای برای جنگ با ایران ندارند.
پاکستان با وجود پیمان دفاعی دوجانبه با عربستان، در جریان جنگ نهتنها وارد نبرد علیه ایران نشد، بلکه به تهران در دور زدن محاصرۀ دریایی امریکا کمک کرد، مانع ورود گروههای تروریستی به ایران شد و برای توقف جنگ میانجیگری کرد.
ترکیه نیز در جریان جنگ مانع فعالشدن گروههای مسلح کرد علیه ایران شد و در سطح سیاسی برای مهار جنگ و رسیدن به توافق رایزنی کرد.
بنابراین ایران تهدید مشترکی نیست که بتواند این سه کشور را حول هم متحد کند، زیرا در برابر ایران، منافع سه کشور متفاوت است؛ اما در برابر اسرائیل، محاسباتشان به یکدیگر نزدیکتر میشود.
♦️ ۳- اسرائیل؛ تهدیدی که هر سه را به هم نزدیک میکند
با قرار دادن اسرائیل در مرکز تحلیل، ترکیب پیمان روشنتر میشود.
برای ترکیه، مسئله دیگر صرفاً فلسطین نیست. اردوغان صریحاً گفته است اقدامات اسرائیل در سوریه و لبنان امنیت ترکیه را تهدید میکند. موضع پاکستان حتی صریحتر است. تنها یک روز پس از امضای پیمان مکه، وزیر دفاع پاکستان اسرائیل را تهدیدی برای تمام جهان اسلام خواند و خواستار شکلگیری یک جبهۀ نظامی مشترک در برابر آن شد.
اسرائیل نیز در ماههای گذشته مواضع صریحی علیه هر دو کشور اتخاذ نموده است. این تقابل با دکترین امنیتی اسرائیل پس از ۷ اکتبر ارتباط مستقیم دارد: تلآویو بیش از گذشته میکوشد تهدیدهای بالقوه را پیش از بالفعلشدن مهار یا حذف کند. در چنین منطقی، ترکیهای که میتواند در سوریه، شرق مدیترانه و مناطق دیگر آزادی عمل اسرائیل را محدود کند، خود به یک مسئلۀ امنیتی تبدیل میشود.
بنابراین اسرائیل، با درجات متفاوت، به دغدغۀ امنیتی هر سه عضو پیمان تبدیل شده است.
♦️ ۴- امارات؛ ضلع عربی موازنه
رقابت ریاض و ابوظبی مدتهاست از اختلافات نفتی و تجاری فراتر رفته و به یک رقابت امنیتی و منطقهای تبدیل شده است؛ از یمن تا سودان، سومالی و دیگر نقاط شاخ آفریقا، عربستان و امارات عملا در جنگ نیابتی هستند. عربستان نیز حتی از پیش از جنگ چهلروزه، برای موازنه با امارات به مصر و ترکیه نزدیکتر شده بود.
در سوی دیگر، امارات نزدیکترین شریک عرب اسرائیل و یکی از اعضای اصلی پیمان ابراهیم است. در دریای سرخ، شاخ آفریقا و معماری امنیتی جدید منطقه، منافع ابوظبی و تلآویو در بسیاری نقاط به یکدیگر گره خورده است.
🔻از این منظر، پیمان مکه را میتوان بخشی از شکلگیری یک موازنۀ منطقهای در برابر محور اسرائیل–امارات دانست.
به همین دلیل، تعبیر ناتوی سنی علیه ایران برای پیمان مکه گمراهکننده است. ایران تهدید مشترکی نیست که بتواند پیوند دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان را توضیح دهد. عامل مشترک، اسرائیل است.
پیمان مکه را باید واکنش سه قدرت مهم منطقه به تغییری بزرگتر دید: اسرائیل پس از ۷ اکتبر دامنۀ مداخلۀ نظامی خود را گسترش داده و میکوشد آزادی عملش را به بخشی از نظم جدید منطقه تبدیل کند.
پیمان مکه تلاشی است برای جلوگیری از همین اتفاق؛ ساختن موازنهای در برابر اسرائیل و متحدانش، پیش از آنکه برتری نظامی تلآویو به حق مداخلۀ بیهزینه در سراسر منطقه تبدیل شود.
به کانال شمس الدین شریعتی در تلگرام بپیوندید.
https://t.me/Shamsoddin_Shariati
وبسایت شمس الدین شریعتی
